بنبست (داستان کوتاه) – ویکینبشته

در قسمت کشاورزی بااین بودجه موجود و وسایل موجود اگر اینها را تنها به مصرف دفع آفات نباتی و حیوانی برسانید این خیلی مفیدتر است تا به کارهای مختلف بپردازید والا بایستی یک وزارت کشاورزی اساسی تشکیل داد آقایان در عراق، کشور همسایه ما اگر تشریف ببرند میبینم کنار آن شط چه وسایلی هست و چه تسهیلاتی هست برای زارعین و در خوزستان ما هیچ تسهیلاتی نیست، به عکس فرمایشات جناب آقای نجم الملک در مجلس سنا که فرمودند ما تراکتور لازم نداریم و باید با گاوآهن کار کنند (اردلان – هم چه چیزی نگفتند) (یک نفر از نمایندگان – راجع به اشخاص غایب صحبت نکنید) بنده عرض میکنم بایستی کشاورزی مکانیزه بشود ایشان عقیده شان را اظهار کردند بنده هم عقیدهام را اظهار میکنم (اردلان – نگفتم ایشان) بسیار خوب بنده پس میگیرم (اردلان – متشکرم) و بایستی که وسایل در همه جا موجود باشد که اگر یک تراکتور یک زارعی در اقصی نقاط این مملکت داشت برای یک پیچ مجبور نشود که شش ماه تعطیل کند و بیاید به تهران آن پیچ را پیدا بکند یا یک مکانیک پیدا بکند اگر یک سازمانهای اصلی داده شود ایران میتواند زنده شود، الان هم زندهاست ولی روح ندارد، باید روح داشته باشد و در این صورت قادر است که سالی میلیونها تومان صادرات داشته باشد اما وسایل میخواهد مثلاً در این برنامه اشاره به تقسیم املاک است بنده در این قسمت نه ملک زیادی دارم و نه دفاعی داشتم اما در یک کشوری که اراضی سیستانش بلامانع و خراب افتاده و مردم حاضرند بروند آباد کنند، مامور دارائی نمیگذارد دیگر چه احتیاجی دارد که اراضی مالکین را تقسیم کنند؟

۶۲. آژانس راستیآزمایی کرده است که تا تاریخ ۱۵ فوریه ۲۰۱۴، ایران یک مجتمع سوخت آزمایشی و ۲۵ مجموعه سوخت مدل راکتور تحقیقاتی تهران را در کارخانه تولید صفحه سوخت تولید کرده است که ۲۰ مجتمع آن از جمله مجتمع آزمایشی به راکتور تحقیقاتی تهران انتقال یافتند. یک زارع که هرروز از این طرف قیافه آن بخشدار را میبیند قیافه فلان مامور را میبیند، نمیتواند کار بکند، زارع باید مشغول زراعتش باشد اینقدر تماس گرفتن با زارع معنی ندارد این کارها را اول اصلاح کنید اراضی بایر اراضی که استعداد زراعت دارد، اراضی زرخیز را کمک کنید به مردم اینها را ازش استفاده کنند اگر کم آمد و جمعیت زیاد بود بروند این اراضی مردم را تقسیم کنند، اما اول کجایش را میگیرند؟

اگر حق داری، به منهم حق داری، اگر حق نداری که حق نداری اینطور مردم را بیچاره کنی خلاصه رفتم دیدم بالا دستگاه عجیبی است تحقیق کردم معلوم شد از ساعت ۱۱ این در بسته باز میشود آن وقت مردم که میروند باهر اطاقی کاردارند متصدی مربوط در را از تو میبندد و کسی نمیتواند او را ببیند یا اینکه میرود اطاق دیگر و ملاقات نمیکند با ارباب رجوع این وضع را ببینید یک اداره کوچک چه مشکلاتی ایجاد کرده (حاذقی – آقای ارباب اینها میخواهند تبعیض نشود و روی نوبت به همه بدهند و اینکار خوبی است) بعد تحقیق کردم معلوم شد که این مردم که چند سال پیش ششصد تومان هم مساعده دادهاند اگر یک کاری دارند هیچکس را نمیتوانند ببینند بایستی از صبح بروند پشت این در استغاثه کنند، آقایان این اداره دولتی است این ادارهای است که باید از ساعت ۸ صبح باز باشد، متصدی پشت میز باشد، جواب مردم را بدهد، اگر کسی تقاضای نامشروع دارد بگوید این تقاضا نامشروع است برو دنبال کارت و اگر مشروع است کارش را انجام بدهد، اینست وضعیت این اداره آن وقت آن بیچارهای که باید نان ببرد خانهاش از صبح تا نزدیک ظهر آنجا معطل شده، خفت کشیده، ذلت کشیده، این تقصیر فلان دستگاه نیست این طبعاً از تمام دستگاهها بدبین میشود، یک عنصری است که جزء افراد ایرانی است باید جواب مردم را بدهد بگوید آقا حق نداری (افشار صادقی – راجع به شرکت تلفن هم بفرمائید) (بهادری – راجع به فرهنگ هم بفرمائید که آقای وزیر فرهنگ هم با مردم مثل گوسفند رفتار میکنند) این دستگاه مثل یک قوای مهاجمی که کشور دشمن را اشغال کرده باشد همان معامله را با مردم میکند بعضی از دستگاهها نتیجه این میشود که همین دستگاههای کوچک، همین ادارات، همین هائی که تحمیل به جامعه هستند کاری میکنند که هرکس خود را مخالف دولت معرفی کند و کاندید انتخابات هم بشود مردم سی هزار رای به او میدهند (صحیح است) اینها نشانه و دلیل نارضایتی مردم است (صحیح است) چرا توجه نمیکنید البته این راهم اذعان میکنم که یک وزارت دادگستری را نمیشود شش ماهه از جناب آقای وزیر دادگستری تقاضا کرد که درست کنند این را دو سال، سه سال بایستی کنترات بدهند به ایشان تا درست شود (خنده نمایندگان) (زنگ رئیس) اما در قسمت اقتصادی صحبت میکردم، جناب آقای وزیر اقتصاد که از اینجا تشریف بردند پیمانهائی بایستی با دول همجوار و با دولی که علائق معنوی با هم داریم ببندند مثل هندوستان و پاکستان که مشکلات بازرگانی ما را از بین بردارد.

من برای یک چنین تقاضای مشروعی چهار هفته رفتهام گفتهاند بایستی آقای مهندس نجم را ببینی یک پرانتز باز کنم که آقای مهندس نجم راهم من مرد خوبی میدانم (صحیح است) اما قادر نیست که این دستگاه خراب را درست کند (دکتر طبا- بسیار مرد خوبی بود اقدامات خیلی اساسی هم کردهاست) در هر حال بعد از چهار هفته یک مرتبه موفق میشود که او را ببیند و دستور هم صادر میکند ولی اطاق بعدی تمسخر میکند و دستور او را اجرا نمیکند، بنده برای دوستی با او وظیفه ملی که به عهده دارم گفتم بنده میآیم و رفتم به اداره برق دیدم مثل محکمترین زندانهای دنیا ساعت ده، دو ساعت به ظهر در آهنین سه تا قفل خورده و مردم گوسفندوار، برده وار پشت این در آهنین ایستادهاند، استغاثه میکنند ولی راه نمیدهند که تو بروند، اتفاقاً بنده را شناختند و در را باز کردند و رفتم تو (کشاورز صدر – آقای ارباب ولی مهندس نجم آدم خوبی است)بنده هم عرض کردم که آدم خوبی است ولی از دستگاه و مشکلاتی که برای مردم ایجاد میشود عرض میکنم یک دربانی آمد اهانتی هم به بنده کرد ولی بعد هم معذرت خواست که من شما را نشناختم گفتم آقا بنده با فلان سبزی فروش چه فرقی دارم، با فلان کفاش چه فرقی دارم؟

این قدر دایره اراضی و املاک تنگ شده که میخواهند ملک مالکین را بگیرند که آن را هم خراب بگذارند و وضع حاضر را هم از بین ببرند بنده عرض کردم که شخصاً دفاعی ندارنم یک خانه هم که دارند بیایند تقسیم کنند من توی این مملکت به دنیا آمدهام در هر جا هم که باشم توی این مملکت میمیرم و با کمال افتخارهم کسب میکنم وکالت هم میکنم اما از اشکال تراشی مامورین و مداخلت آنها زارع باید راحت باشد.

۵- تصفیه اداره آگاهی واقدامات وتدابیر لازم راجع به تغییررفتار مامورین نسبت بارباب رجوع تادرآتیه عدم رضایتها وانتقاداتی که درباره اعمال مامورین میشد بطورکلی متروک گردد وتعیین چنددسته ازمامورین آگاهی درشب وروز برای گشت شهربمنظور دستگیری دزدان ومتهمین جرائم دیگر وجلوگیری ازسرقت. دکتر طبا عرض دیگر بنده قبل از اینکه بیانات خود را به عرض آقایان برسانم درباره برنامه دولت، راجع به اظهارات آقای ارباب است و مربوط به دیوان کیفر، بنده خواستم عرض کنم ایشان اظهاراتی فرمودند که خیال میکنم از آقای ارباب بیش از این نباید انتظار داشت برای اینکه آقای ارباب تخصص و رشته کارشان تجارت است بنابراین نباید انتظار داشت که در مسائل قضائی خیلی وارد باشند ولی من تعجب میکنم از آقای ارباب که چرا بدون اطلاع و بدون مطالعه اینجا یک مطالبی را میآیند به عرض آقایان میرسانند.

مشروطیت هم همین حکم را میکند یک چیز فوری است الان یک هفتهاست محصلین دانشکده طب گرو کردهاند آقای دکتر علوی فرمودند ممکن است اینها نظریات داشته باشند آقا در آبان ۱۳۱۹ قانونی گذشتهاست که بیمارستانها باید جزو دانشکده بشود حالا اگر هیئت حاکمه قانون را اجرا نمیکنند پس محصلین چه بکنند به چه حقی محصلین نیایند، مجبورند جمع شوند، یک نفر رفته به آنها بگوید حرفشان چیست؟ یک قسمت از بیانات آقای ارباب راجع به صلاحیت دیوان محاکمات دارائی بود که بنده عرضی ندارم و البته دولت جواب خواهد داد ولی تشخیص اینکه یک نفر قاضی هست یا نیست من خیال میکنم به عهده اشخاص ذیصلاحیت باشد نه اینکه اگر یک رایی فرضاً مطابق میل کسی صادر نشد بیایند اینجا و بصلاحیت او اعتراض بکنند اما موضوع دیگر موضوع پروند های است که در زمانی که خود بنده دادستان دیوان کیفر بودم تشکیل شدهاست، فرمودند که دیوان کیفرذ بدون دلیل و بدون جهت یک دسته از تجار راگرفت و حبس کرد، البته اگر تجار از حد خودشان تجاوز نکنند باید از آنها حمایت کرد، باید به آنها فرصت داد که کارشان رابکنند ولی تجارت که مصونیت نمیآورد، یعنی اگر یک تاجری خدای نخواسته برخلاف قانون رفتار کرد آقای ارباب انتظار دارند که کسی به آنها حرفی نزند، برای اینکه تاجر است.

بنده به طور خلاصه عرض میکنم و موضوع را چون گذشتهاست نمیخواهمتکرار کنم در ماه رمضان بود موضوع شکر خیلی اهمیت پیدا کرده بود و دولت لایق ما نتوانسته بود که شکر را کیلوئی سه ریال بخرد و ۱۷ ریال بفروشد و در نتیجه خود آقایان حتماً اطلاع دارید و شاهد بودید که برای خرید شکر مردم بدبختی که تنها قوتشان شکر بود از سرو گردن هم بالا میرفتند و حتی چند چشم کور شد، چند دست شکست که مردم میخواهند شکر بخرند. ارباب – چشم اطاعت میکنم، تریاک یکی از اقلام صادرات مهم این کشور است یک کاری بکنید که تریاکی در این مملکت به وجود نیاید (اردلان – تا بکارند مردم میکشند) من میخواستم ضمناً توجه آقایان و دولت را بوضع کارمندان پست و تلگراف جلب بکنم، کارمندان پست و تلگراف مثل اینست که به قول آقای حائریزاده اولاد صیغه دولت هستند و دیگران از اولادان عقدی دولت اینها شب تا صبح کاردارند، دیدید، آقایان حضوری دارید اینها کار میکنند و دستشان هم به هیچ ممر انتفاعی بند نیست اقلا ترفیعات و اضافات سال ۱۳۲۷ اینها را که احکام آنها هم صادر شدهاست آقای وزیر پست و تلگراف کمک بکنند که به اینها برسد مخصوصاً جنابعالی خیلی خوب میتوانید کار بکنید چون یک کمک بسیار خوبی دارید آقای نجومی است آقای نجومی بسیار مرد شایستهای است در آن وزارتخانه (صحیح است) بنده دیگر فقط راجع به احتیاجات بلوچستان میخواستم عرض کنم آنهم فهرست وار، وضع شهر زاهدان به عرض آقایان رسیدهاست زاهدان یک مخروبهای شده مردم کسب ندارند، احتیاج دارند در آنجا و شایستهاست که بانک رهنی تاسیس بشود در آنجا وثیقه بگیرد از مردم و به مردم کمک کند تا مردم علاقمند بشوند، بانک کشاورزی را توجهاتی شده که امیدوارم به زودی شعبهاش تاسیس بشود املاک بمپور بایستی بین بلوچهای مستحق تقسیم بشود که علاقه شان زیادتر بشود و فعالیت بکنند که مستغنی بشوند و دولت مبادا یک وقت فکرکند که به بنده و عمر و یزید میتواند با یک وسایلی بفروشد بنده تا وقتی که زنده هستم به غیر از بلوچ این املاک به هرکس داده شود فریاد من بلند خواهد شد اسکله چاه بهار یکی از موسسات حیاتی بلوچستان است باید دنباله راهسازی گرفته بشود کاوش مخازن بلوچستان مملکت را زنده میکند نه تنها یک بلوچستان را، از پرگوئی از آقایان معذرت میخواهم.

آقای دکتر سجادی وزیر دادگستری فعلی هیئتی را معین کردند که برود رسیدگی کند که چرا اینطور شده و بعد نتیجه بازرسی آن هیئت را به دیوان کیفر محول کردند، بنده هم دادستان بودم چون موضوع مهم بود خود بنده تصدی اینکار را به عهده گرفتم به اتفاق چند نفر از قضات برجسته دیوان کیفر تمام وقتمان را گرفتیم برای اینکه برویم ببینیم آنجا چه خبر است نتیجه امر البته حالا در دادگاه است و بعد معلوم خواهد شد ولی به طور خلاصه این بودکه یک قسمتی مربوط به لیاقت دولت بود و آن این بود که دولت نتوانسته بود شکر را کیلوئی سه قران بخرد و ۱۷ ریال بفروشد حالا چرا این کار را نکرده بود (فرامرزی- آخراین زیاد اجحاف است برای این نکرد) بنده اطلاع ندارم یک قسمت هم مربوط به عملی بودکه دولت با یک شرکت کرده بود، بدون دلیل بدون جهت، بدون هیچگونه مجوزی یک قراردادی که با یک شرکتی کرده بود این را گرفته بود داده بود به یک شرکت دیگری.

چون آقای دکتر ملکزاده خود طبیب میباشند و یقیناً علاقه کامل به احترام و اصول پزشکی دارند اینجانب جداً تقاضا دارم در صورتی که اطمینان و دلائل کافی در اثبات بیانات خودشان دارند نام این نماینده رابرای اطلاع عموم و مخصوصاً جامعه و کانون پزشکان ایران افشا فرمایند. از آقایان حضارخواهش میکنم این نکته را در جریان کارهای مجلس شورای ملی کاملا رعایت بفرمایند و اینجانب را ملزم نکنند که از اختیارات خودم بر علیه هرکدام که برخلاف آئین نامه رفتارکردهاند مجبور باستفاده بشوم و امیدوارم همین تذکر بنده برای آقایانی که امروزحاضرهستند و هم برای کسانی که مطلع از این تذکر میشوند و بعدا حضور خواهند یافت کافی و کاملا رسا و بدون هیچگونه ابهام باشد.

رئیس- آقای خلخالی مثل سایرین ساکت باشید و نظم را رعایت کنید . از تمام حرکات مجید حتی طرز نانخوردن او انعکاسی از پدرش جستجو میکرد و مجید که نسخهٔ ثانی پدرش بود کاملاً آرزوی شریف را برمیآورد. از این من چیزی نمیفهمم دیگر بانک کشاورزی است که بایستی به مفهوم و معنای حقیقی که مفید باشد به حال کشاورزان یک تشکیلات تازهای باید بدهند، زارع نمیتواند با ربح صدی شانزده قرض کند تازه آن هم به حد کافی نیست (فقیهزاده – به زارع که نمیدهند) به هرکس که میدهند بنده عقیده خودم را اظهار میکنم در وضع موجود بانک کشاورزی کار بهتری نمیتواند بکند و دستش تا آن اندازه باز است میکند (فقیهزاده – این چه فرمایشی است بندارها نمیدهند) بنده یک مطلبی را این جا میخواهنم عرض کنم که الان صدای رفقای ما بلند میشود اجازه بفرمائید بنده عرضم را بکنم بعد هر فرمایشی دارید بفرمائید و آن موضوع منع کشت تریاک است.

دیدگاهتان را بنویسید