لغات انگلیسی – واژگان انگلیسی – تقویت لغات انگلیسی – اموزش لغات انگلیسی

و نیز بیهقی در صفحات 422 ،925 و… اگر کسی بتواند از میان صفحات این همه کتابِ قطورِ تاریخِ ادبیّاتِ ایران از شاعران ترکی سرای ایران و یا شاعران دو زبانه و سه زبانه «یک بیت تنها یک بیت ترکی» مثال بیاورد، شخصا به او جایزه خواهم داد! به عنوان مثال لندزبرگر مطرح می کند که طبق الواح اکدی پرکاربردترین عنوان حاکمان گوتیان، لفظ Yarğa:n می باشد که معادل لفظ قاضی یا دادرس در زبان تورکی بوده و می توان به عنوان تریبون (مقامی در ارتش) نیز معنی نمود که ایشان لغاتی از همین ریشه و معنی مانند Yarğan Tarxan و Kutluğ Yarğan Suci در نوشته های اورخون و Bu-Yurgan در منابع یونانی پیدا کرده است که در معنای تریبون به کار رفته اند.

لغات انگلیسی را چطور و از چه زوایایی می توان دسته بندی کرد؟ در زمان هخامنشیان، با آنکه در کنار وحدت سیاسی و در زیر نفوذ آن، کم کم خودآگاهی به همبستگی ملی بیدار می گردید، ولی باز هنوز نمی توان از وجود یک زبان رسمی فراگیر سخن گفت و زبان پارسی باستان، با آن که از زمان داریوش بزرگ زبان نوشتار نیز شد، ولی نتوانست به عنوان زبان گفتار پا از قلمروی خود بیرون نهد. بخشی از توضیحات وزیر سابق فرهنگ افغانستان درمورد زبان دری (فارسی) : . حسن عمید چندین دهه از عمر خویش را صرف پژوهش دربارهٔ فرهنگ واژگان و فرهنگنویسی کرد.

بااستنادبرمفاد وبازخوانی اساس وقف نامه سرچشمه، واقف(تاجرزنجانی) آب قنات مذکور را به 8 شعبه تقسيم بندي نموده و براي هر شعبه مصرف خاصي را اعلام كرده بود. به نحوی که اگر به دنبال معادل انگلیسی یک لغت حقوقی فارسی هستید شما می توانید با جستجو آن لغت در این لغت نامه حقوقی به صورت آنلاین در کمترین زمان به نتیجه مدنظر خود برسید. پس نتیجه میگیریم که یکی از مظاهر «مخالفت ترکان ایران با آداب و رسوم ایرانیان(؟)» برگزاری جشن مهرگان و دهها آداب و رسوم درباری و مردمی بوده است که از خلال سطر به سطر این تاریخ معتبر میتوان استنباط کرد!

آیا با کدام میزان عقلی مردم افغانستان به تعداد زیادی از سایتهای تحقیقاتی و مهم که انعکاس دهنده ای اوضاع مردم کشورماست دسترسی نداشته باشند؟ دری در افغانستان فارسی در جغرافیایی ایران و تاجیکی در تاجیکستان یک زبان هستند و این زبان از افغانستان به مناطق همسایه مخصوصا ایران رفته و البته در انجا تا قرن هفتم و هشتم هجری نه زبان عموم مردم بلکه زبان عده ای اندک و برخی تحصیلکردگان بوده و وقتی ناصر خسرو به سفر حج میرود و به تبریز میرسددر تبریز شاعری بنام قطران را میبیند که شعر نیکو میگفت اما دری (فارسی) نمیدانست و تا قرن هفتم که عصر سعدیست و هشتم که عصر حافظ است هنوز زبان دری (فارسی) در مناطق شیراز زبان عموم جامعه نبود و عده ای قلیل و تحصیل کرده این زبان را میدانستند .

آیا در محدودۀ جغرافیایی که امروزه روز «ایران»نامیده می شود فقط« قوم فارس» (به اصطلاح پانفارسها پارس) زیسته و میزیند که این محققان بزرگ(؟) اسم کتابهای خود را چنین گذاشته اند؟ قپچاق ها حدود سه قرن پس از استیلای برخی از اقوام مغول بر قزاقستان در این مناطق حضور یافتند و وجود اشتراکات ژنتیکی در سمت مادری بنا بر نظر برخی محققان حاصل از ازدواجهای بین این دو قوم می باشد. پ.ن: از لحاظ ژنتیکی بین تورکان و مغولها تفاوتهای بسیاری وجود دارد و این دو، نژاد یکسانی نیستند. همانطور که در تصاویر می بینید در بین چندین قوم تورک که با مغولها مقایسه کرده ایم فقط تورکان قپچاق در دی ان ای میتوکندریال دارای اشتراکاتی با قوم مغول می باشند و در بقیۀ اقوام چه در سمت پدری و چه در سمت مادری با ژن مغول مواجه نیستیم.

کوروش چه گفته؟ آیا او یک ایرانی بوده؟ کوروش حاخام منش در تصویر رسم شده از وی برای چیست؟ یهودیان است، که برای عبادت بر شانهایشان قرار میدهند، “که در حاشیه های آن در چهار طرف نخ هایی بافته شده آویزان هستند”، معمولا تالیت نوارهای راه راه با رنگ ها وطرح های مختلف دارد . چه تهدیدی بالاتر از تحدید حوزه زبان، و آنرا جولانگاه تنها قصه گویان وشاعران قرار دادن! حال یک سؤال اساسی ، بنیادین و حیثیّتی: راستی چه خبر است؟ خوب است که امثال بیهقی و نظام الملک کتابهایی در دربار غزنویان و سلجوقیان و دیگر ترکان ایران نوشتند و گرنه امثال صفا با تاریخ این ملّت چه میکردند!

ادامه کپشن: عجیبتر و جالبتر آنکه خلاصه کنندۀ تاریخ ادبیّات صفا (البتّهزیر نظر صفا) در جلدهای دوّم و سوّم خلاصۀ تاریخ ادبیات ایران حتّی از نام بردن اسم شاعران قدرتمندتر و شاخص و نوع آور و صاحب سبک ترکی سرا و سه زبانه مانند سید علی عمادالدّین نسیمی (820-771هـ .ق) و محمّد فضولی (936-890هـ .ق) که هر دو به سه زبان ترکی، عربی و فارسی شعرهای قدرتمند سروده اند( فضولی در شعر ترکی بنیانگذار مکتب نو است که امثال علی آقا واحید شاعر بزرگ آذربایجان شمالی آن را تداوم بخشیده اند)، به دلایلِ مشخّصِ بهداشتی (!) خودداری کرده اند! چون گاه حرف «د» به «ت» و برعكس در تركي و نيز زبان فارسي تبديل ميشود و «آتسيز» به معني «بي اسب» است و اگر آن را «آدسيز» بخوانيم به معني «بينام» است و اين بدان سبب بوده كه بعدها نام آور شده و خود براي خويش نام خواهدگزيد و فرزند خصال خويشتن خواهدشد.

يعني که ايماقها از يکجا شدن جهارعروق تشکيل شده اند، مانندقريه شش پرکه دراولوسوالي دولت آباد فارياب ازشش قوم جداگانه ( خلجيها، تايموريها،زوريها، زيرکيها تايمنيها ومغولها ) تشکيل شده اند تادرحدود چهل سال قبل هرقوم بزبانهاي مروجه خود تکلم مينمودند که باداشتن زندگي هاي کوچي در يکجا، امروز ديگران زبان خودرا گم کرده تمامأ بزبان غلجيي کنوني(پشتو) تکلم ميکنند. روی هم رفته ظهور و تأسیس دولت عباسیان را که ایرانیان و خاصه خراسانیان در ایجاد آن سهم فراوانی داشته اند، مبدأ تجدید استقلال واقعی ایران میتوان شمرد. ادامه کپشن: کاشغری در مقدّمۀ کتابش می نویسد«تابش خورشید بخت و دولت در برجهای ترکان از سوی خداوند و گردش دوائر آسمانها بر مملکت و فرمانروایی آنان را دیدم.

او از زبان آلپ ارسلان دربارۀ ترکان و قدرت ،جنگاوری وسروری آنها مینویسد«شما ترکان لشکر خراسان و ماوراءالنّهرید،و در این دیار(عراق عجم و دیلمان) بیگانه اید و این ولایت به شمشیر و قهرگرفته ایم … را که بسیار قدیمی تر از صفویّه و به زبان ترکی آذربایجانی هستند، مثال بزنیم (ر.ک.راشدی،1386،صص 226-223 و262). جِ ستر : که مثال چنان خصمی که ضعیف شده باشد و ستور تواري و استخفا بر وي حال فرو گذاشته.

بگونۀ مثال وقتی (سرنوشت) یا (سرگذشت) بزبان می آوریم، التفاتی به الفاظ (سر) و (گذشتن) یا (سر) و (نوشتن) نمی کنیم وآنرا به عنوان واحد مستقل پذیرا می شویم، برخلاف ترکیب های وصفی عربی مانند قسی القلب وامثال آن، این زبان از بدو پیدایش آن در بستر شعر پروریده شده و از مهر مادر زمانه برخوردار بوده است. بسياری از ساختارهای لهجه ی تهرانی مربوط به زبان افغان هست. درحالیکه زیر شاخه های F به وفور در تورکها یافت می شود، C به همراه D در ژاپن و کره متداول هست که D نیز از زیرشاخه های A آفریقا می باشد که دوقلوهای D و E بودند که از هم جدا شدند.

دیدگاهتان را بنویسید